بچه هه میره پیش خانم معلمش، میگه: خانوم میشه شما زن من بشید؟معلمه میگه: برو بشین سر جات، من الان حوصله بچه مچه ندارم. پسره میگه: آره منم حوصله بچه ندارم… اشکال نداره، !!!جلوگیری میکنیم

یه روز ۲ تا خلافکار با هم ازدواج می کنن . بچشون میشه بسیجی . چرا ؟ چون منفی در منفی میشه مثبت![]()
……………………………………………………….
غضنفر شب عروسی اش حرفی برای گفتن نداشته به زنش میگه : خانواده می دونن اینجایی
……………………………………………………….
غضنفر دره یخچالش خراب می شه واسش پرده می زنه
……………………………………………………….
فرق پیر دختر با پیر پسر:
- اولی موفق نشده ازدواج کنه ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه ![]()
……………………………………………………….
یه شخصی از خیابون رد میشده ، میبینه یه بچه اصفهانی نشسته کنار خیابون گریه میکنه. جلو میره و میگه چی شده عزیزم ، پسر بچه میگه سکه ۲۵ تومانی ام را گم کرده ام. مرد میگه اینکه گریه نداره بیا این۲۵ تومانی مال تو! بچه باز هم به گریه کردن ادامه میده < مرد میپرسه دیگه چیه ؟ بچه میگه اگه اون سکه را گم نکرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم!
……………………………………………………….
یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه قزوینی می میرند.آنقدر به خدا التماس می کنند تا اینکه خدا با برگشتن آنها به دنیا موافقت می کنه به شرطی که دیگه گناه نکنند وگرنه سنگ می شوند. خلاصه آنها به دنیا برمی گردند.همان اول کار تهرانیه یه دختره را میبینه و می افته دنبالش. همان دم سنگ میشه.بعد مدتی اصفهانیه یه ۵ تومانی روی زمین می بینه خم میشه که برداره قزوینیه می گه : خاک تو سرت . هم خودت رو بدبخت کردی هم منو
……………………………………………………….
به یه نفر میگن که با مناجات جمله بساز میگه: مونا جاتو انداختم بیا بخواب
……………………………………………………….
یه بچه تو قزوین گم میشه پلیس میگه از یابنده تقاضا می شود امشب که هیچی فردا بچه رو به ما بدهد که ما پس فردا بدیم به خانوادش ![]()
……………………………………………………….
اداره راهنمایی رانندگی قزوین جهت امنیت بیشتر سرنشینان جلو بستن کمربند ایمنی برای سرنشینان عقب الزامی است
……………………………………………………….
سرگذشت یک پسر در دانشگاه قزوین … سال اول ( ) سال دوم ( . ) سال سوم ( o ) سال چهارم (O) خدا رحم کرد واسه فوق لیسانس ادامه نداد
بدون برچسب











جهت درج لينک سايت خود در اين قسمت ابتدا لينک سايت 




قبل از ارسال نظر: